زندگی از ديد يک نويسنده شايد يه پاکنويس باشه با کلی خط خوردگی توش .
زندگی از ديد يه شاعر شايد يه شعر باشه که گاهی هر کاری ميکنه
قافيه هاش با هم جور در نمياد .
زندگی از ديد يه موزيسين شايد يه ساز باشه که وقتی از کوک در ميره
هم بايد يه جوری نواختش .
زندگی از ديد يه کنکوری شايد يه تست باشه گزينه پنجم ميخواد تا جواب بده .
زندگی از ديد کسی که ايدز داره شايد يه ساعته که تيک تاک ثانيه
شمارش خيلی تند تر از معمول مزنه .
زندگی از ديد يه عاشق شايد ...
زندگی از ديد يه راننده شايد يه جاده است که توش هيچ دور برگردونی نداره .
زندگی از ديد يه مهندس کنترل شايد تنها PIDکنترلر دنياست که هر جوری
تنظيمش ميکنه بازم خطای حالت ماندگار داره .
زندگی از ديد يه عکاس شايد تمام اون چيزهايی هست که داخل فريم
دوربينش نمی گنجه .
زندگی از ديد يه معمار شايد ساختن يه آسمون خراشه که انتهاش
معلوم نيست و هيچ آسانسوری هم نداره .
زندگی از ديد يه عاشق شايد يه عادت احمقانس به دروغ های احمقانه !
زندگی از ديد يه معتاد شايد تماشای حرکت آروم پيستون يه
سرنگ باشه روی دستش .
زندگی از ديد يه روسپی شايد يه انتظار کشنده باشه برای صبح روز بعد .
شايدم صدای آشنای ترمز و بوق .
زندگی از ديد يه جنين شايد پست «دنيا» باشه .
زندگی از ديد يک نهيليست شايد يه شوخی بی مزه باشه از جانب خدا .
زندگی از ديد يه مادر شايد ...
زندگی از ديد يه پدر شايد يه تلاش بی انتها برای کم نياوردن باشه .
زندگی از ديد خيلی از جوون ها شايد يه ۲۰۶ رينگ و لاستيک باشه
که جمعه شب ها خيلی ها رو سوسک کنه .
زندگی از ديد يه رياضيدان شايد يه معادله باشه که برای حلش يه عمر زمان ميخواد .
زندگی از ديد انتظامات درب دانشگاه شايد تماشای تمام هيکل و اندام
خواهر دينيش باشه تا اطمينان حاصل کنه که ايراد شرعی و گاهی
غير شرعی نداره .
زندگی از ديد يه اعدامی شايد يک سيل از آدرنالين توی رگ گردنش
باشه وقتی فشار يه طناب رو روش حس می کنه .
زندگی از ديد يه bf شايد يه دنيا تفکر و انديشه ناب باشه - اما در مورد «بعدي»
زندگی از ديد يه gf حتما يه دنيا تفکر و انديشه ناب هست - و قطعا در
مورد «بعدي»
زندگی از ديد اسامه بن لادن و جرج بوش شايد تفکر در مورد معايب
و مزايای بازی «سرکاري» باشه . شايدم کاهی فقط مزاياش .
و شايد زندگی از ديد ...
و از ديد ...
و قطعا زندگی از ديد خيلی ها خيلی چيزهاست که خيلی های
ديگر اون خيلی چيزها رو نمفهمند .
زندگی از ديد من شايد صدای گريه يه بچه تازه به دنيا اومده باشه .
شايدم صدای زاری و شيون بالای سر يه تازه مرده . زندگی از ديد من
شايد يه علامت سئوال گنده بالای سر همه اس . شايد يه خواب که وقتی
مرديم از اون بيدار می شيم . زندگی شايد صدای يه زنگ تلفن باشه يا
خودکشی شايد دعا برای نشنيدنش . زندگی شايد تکرار واژه
«بايد ميدونستم » باشه در برابر آبشاری از دروغ يا شايد تلاش برای
غرق شدن در رودخانه ای از حقيقت . زندگی شايد همه اون
مردمی باشند که دوست دارم ازشون فرار کنم و خودکشی شايد
دلتنگی برای اونچه بودم . زندگی گپ های دوستانه من با خداست
شايد که هميشه به خاطر خواب رفتن من ناتموم ميمونه . زندگی
شايد منقبض کردن تمام عضلات بدن برای زندانی نگه داشتن يه قطره
اشک باشه . زندگی شايد ادمه داشتنه ! زندگی حتما ادامه داشتن
به سوی کمال ...
[ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 16:11 ] [ تنهای تنها.. ]
[
]